ازادی

این دا ستا ن نه شرح حال زنی است که مو فق می شود ا زچنگ شوهر بد رفتارش فرار کند و نه داستان نوجوانی که قصددارد ازاستبداد منزل فرار کند.تیتراین مطلب به موضوع دیگری اشاره دارد.به اجازه نامه ای فئودالی و دست و پا گیرکه براساس ان پزشکان وداروسازان و پرستاران مجبورند قبل از سفربه خارج از این جزیره بگیرند. در کوبا پروسه ای وجود دارد به اسم «ازادی» ، که براساس ان کارکنان بهداشت عمومی اگرقصدمهاجرت یا مسافرت دارند مجبور به انجام ان هستند .مسافر تنها در صورتی که خانه یا ماشین خود را در گرو دولت بگذارد می تواند از کشور خارج شود واگر بعد از 11 ماه بر نگردد این اموا ل گرو گذاشته شده مصادره می شوند. پروسه اداری صدور اجازه سفرسطوح تصویب بسیاری دارد وممکن است یک سال و حتی یک دهه به طول بینجامد بسیاری حتی ممکن است هرگز پاسخی دریافت نکنند. ماریوبه عنوان پزشک متخصص بیماران را در مطبش معالجه می کرد اما زمانی که ارزویش را که پیوستن در انسوی ابها به خانواد ه ا ش بود به زبان اورد به او اتهام زدند که سرباز فراری است.بلافاصله به عنوان مجازات مجبور شد به عنوان یک پزشک عمومی در یک مطب در محلی دور از خانه اش شروع به کار کند.در انجا هر روز به او یاد اوری می کردند که همه مدارک ودرجات علمی که کسب کرده و بر روی دیوار خانه اش نصب هستند توسط انقلابی به او داده شده که او به ان خیانت کرده است. اوبه خاطرکسب مجوزی که به او اجازه می داد کشور را ترک کند مجبور شد پنج سال زخم چاقو ی بازجویی ها را تحمل کند . اما این مجوز هنوز به امضای وزیرنرسیده بود. «در حال حاضر مواردبسیاری برای رسیدگی داریم ودرخواست شما هنوز در حال رسیدگی است» این جمله مرتبا توسط منشی تکرارمی شد. و همسرش در تبعید در انسوی خط تلفن هر بارکه این جمله رااز ماریو می شنیدبه اشک و زاری می پرداخت وکودکانش در محلی دور بدون پدر بزرگ می شدند. ماریو انقدر درمانده شده بود که مادرش را سرزنش می کرد چرا او را تشویق کرده پزشکی بخواند. «چرا به من هشدارندادی ،» ماریو دریک بعد از ظهر بر سر مادرش فریاد کشید. وقتی که تحمل روپوش سفیدکه اکنون مانندزنجیری بر پاهایش بودغیرممکن شده بود.و سرانجام زمانی که اجازه یافت سوار هواپیما شو د موهایش در وسط سرش ریخته بود و دستانش لرزش عصبی داشت. مردی که در فرودگاه مورد استقبال قرار گرفت دیگر ان ارتوپد خوش مشرب سالها پیش نبود بلکه مردی بود که تصمیم گرفته بود از بیمارستان جدا شود. پروسه دردناک «آزادی»انگیزه او را برای ترمیم زانو و یا جا انداختن یک مچ پا از بین برده بود. این فکراو را رها نمی کرد که این حرفه باعث جدایی او از خانواده اش بود.                                                             ترجمه توسط ندا  کریمی                                                                                                                                                   

                                                        ازادی

About these ads

1 پاسخ به “ازادی

  1. خیلی مهم است که خودمان را با چه کشوری مقایسه میکنیم. مردم ما تا این جا را به این سبب تاب آورده اند که آزادی را حق طبیعی خود می دانند و خود را با کوبا و زیمبابوه مقایسه نمی کنند. هنوز منظورشان از دموکراسی، دموکراسی فرانسه و امریکاست و نه دموکراسی مدل کشورهای اروپای شرقی. گاهی نا خود آگاه از طرح پرسش های این چنین برای مردمم که ذوق بلندی دارند خودداری می کنم تا مبادا مذاقشان تغییر کند. اما بعد به خاطر این خود سانسوری نهادینه شده در خون ما به خودم نهیب می زنم که آگاهی مایه برتری هست و نه بی اطلاعی.- خسته نباشید، وبلاگ خیلی خوبی دارید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s